28 آبان خیلی روز پرکاری برام بود از نظر خودم چون خیلی وقت بود اینهمه تلاش نکرده بودم ، صبحش که 6پاشدم ازخواب روتین رو انجام دادم و بعداز صبحونه نشستم پای سیستم تمرین کردم واسه کلاس کامپیوترم چون کوییز سرکلاسی داشتیم . بعدش نهار درست کردم و خوردم خیلی دلم میخواست یه چرتی میزدم ولی باید آماده میشدم واسه کلاس. چون عصرا کلاس میرم و تا میام خونه کمی هوا تاریک وسردتر میشه پیاده رویی میکنم و از همه چی لذتشو می برم وهوای پاکو سرد پاییزی رو نفس می کشم حال میام :) بعدش دوش و دوباره تمرین و زودتر از همیشه خوابیدم، یه فیلمم دیدم ولی تا یکساعت بیشتر نتونستم تحمل کنم چشمام باز نمیشد . خوابیدم وقتی پاشدم ساعت حدودا 4صبح شد دیگه نتونستم بخوابم یکم اینستا چرخی کردم و برنامه دیدم که شد 6 دوباره روتین و ایندفعه اشپزخونه رو دسته گل کردم همه چیو مرتب کردم تخم مرغ گذاشتم آبپز شه بعدش یه سر رفتم آرایشگاه و برگشتم صبونه خوردیم وبازم تمرین کردم ونکته برداری کردم بعداز نهار رفتم کلا کلاس . توی راه منظره پاییزی عجیب زیبا بود کلی عکس گرفتم و روی برگای پاییزی راه رفتم و از صدای خش خش برگ زیرپام لذت بردم. کمی استراحت کردم و شام. الان دوباره میخوام تمرین کنم علاقم به این رشته خیلی زیاده . بنظرم کاری که شروع میکنید بهترین خودتون باشید و خیلی عالی اون رو به پایان برسونید و برید سراغ بعدی یادگیری تا آخرین نفس باید همراهت باشد چون باعث رشد پیشرفت و اعتماد بنفس میشه .....